X
تبلیغات
انجمن ادبی دبیرستان فرزانگان 5

انجمن ادبی دبیرستان فرزانگان 5

تیزهوشان شایستگان

شب شعر عاشورایی

سلام.

امسال دوباره مسابقه شب شعر عاشورایی داره برگزار میشه! من خودم پارسال شرکت کردم. چیز خوبیه. اینطوری نیست که اول دومی داشته باشه، یه عده برگزیده انتخاب میشن که احتمال برگزیده شدنتون هم زیاده!

بعد از اینکه اثرای برگزیده انتخاب شد یه همایش هم میذارن که میتونین شرکت کنین. بنظرم اونایی که دست به قلمن حتی اگه فک میکنن نوشتشون خیلی هم خوب نیست، بازم بفرستن!

امیدوارم شاهد حضور فعالتون باشیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آبان1391ساعت 13:45  توسط عاطفه مهدوی  | 

چشمانش را چه ارام باز کرد فروغ فرخزاد ...

فروغ عزیز تولدت مبارک!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 دی1390ساعت 18:5  توسط عاطفه مهدوی  | 

حکایتی از مولوی

حضرت عیسی مسیح به سرعت در حال دویدن بود، گویی که از شیری فرار می کند در بین راه کسی او را ديد و از وي پرسيد که  از برای چه اینچنین می دوی؟ حضرت عیسی جوابش نداد و باز می دوید. آن مرد نیز دنبال او دوید و از او خواست که برای رضای خدا بایستد و به او جواب دهد. حضرت مسیح پاسخ داد که از احمق فرار می کند.

 آن مرد با تعجب پرسيد:  مگر تو آن مسیحی نیستی که کور و کر را شفا می دهی و سرَ غیب و اسم اعظم  می دانی و آن را بر مرده می خوانی زنده می شود!!؟

عیسی پاسخ داد: بله من همانم که با سرَ غیب و اسم اعظم  همه کارها را انجام مي دادم. اما با تمام علم خود هزاران بار آن را بر احمق خواندم و درمان نشد!!!

اصل اين حكايت به زبان مولوي:

عيسي مريم به كوهي مي گريخت
شير گوئي خون او ميخواست ريخت
آن يكي در پي دويد و گفت خير
در پيت كس نيست، چه گريزي همچو طير
با شتاب او آنچنان ميتاخت جفت
كز شتاب خود جواب او نگفت
يك دو ميدان در عيسي براند
پس به جد جدّ عيسي را بخواند
كز پي مرضات حق يك دم بئيست
كه مرا اندر گريزت مشكليست
از كي اين سو مي گريزي اي كريم
ني پيت شير و نه خصم و خوف و بيم
گفت از احمق گريزانم برو
مي رهانم خويش را بندم مشو
گفت آخر آن مسيحا ني تويي؟
كه شود كور و كر از تو مستوي؟
گفت آري. گفت آن شه نيستي؟
كه فسون غيب را مأويستي
چون بخواني آن فسون بر مرده اي
بر جهد چون شير صيد آورده اي؟
گفت آري آن منم . گفتا كه تو
ني ز گِـل مرغان كني اي خوب رو؟
گفت آري . گفت پس اي روح پاك
هرچه خواهي ميكني، از كيست باك !؟
با چنين برهان كه باشد در جهان
كه نباشد مر تو را از همرهان؟
گفت عيسي: كه به ذات پاك حق
مبدع تن خالق جان در سبق
حرمت ذات و صفات پاك او
كه بود گردون گريبان چاك او
كان فسون و اسم اعظم را كه من
بر كر و بر كور خواندم شد حسن
بر كُهِ سنگين بخواندم شد شكاف
خرقه را بدريد بر خود، تا به ناف
بر تن مرده بخواندم ، گشت حي
بر سر لاشي بخواندم ، گشت شي
خواندم آن را بر دل احمق بود
صد هزاران بار و درماني نشد
سنگ خارا گشت و ، زان خو بر نگشت
ريگ شد كز وي نرويد هيچ كشت
گفت حكمت چيست؟ كانجا اسم حق
سود كرد اينجا نَـبُدْ آن را سبق؟
آن همان رنجست و اين رنجي چرا
او نشد اين را، و آن را شد دوا
گفت رنج احمقي قهر خداست
رنج كوري نيست قهر ، آن ابتلاست
ابتلا رنجيست كان رحم آورد
احمقي رنجيست كان زخم آورد
+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1390ساعت 19:13  توسط عاطفه مهدوی  | 

روز پژوهش

۲۵ اذر روز پژوهش مبارک.

با پژوهش زندگی کنید

اینم سایت ستاد هفته پژوهش ( خواستید یه سر بزنید )

http://rcirib.ir/pezhohesh/

+ نوشته شده در  جمعه 25 آذر1390ساعت 15:20  توسط عاطفه مهدوی  | 

احمد شاملو

زادروز:            ۲۱ اذر ۱۳۰۴

درگذشت:       ۲ مرداد ۱۳۷۹

پیشینه:         شاعر، نویسنده، فرهنگ نویس، منتقد، روزنامه نگار و مترجم

شاملو ای مرد ازادی خواه تولدت مبارک!

سلاخی می‌گریست

به قناری کوچکی دلباخته بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1390ساعت 19:53  توسط عاطفه مهدوی  |